بعد از غیبتی طولانی...
اول تشکر میکنم از همه دوستایی که جویای احوالم بودن و براشون آرزوی سلامتی و موفقیت دارم... بعد از پشت سر گذروندن دوران حاملگی با وجود همه سختیها و شیرینیهاش بالاخره پسر عزیزمو بغل گرفتم. محمد عزیزم لحظه ای که در آغوشت گرفتم دلتنگ از دوری دخترم که پیشم تو بیمارستان نبود،اشک شادی تو چشام جمع شد و خدارو شکر کردم بخاطر بودنت در کنارم. بخاطر شروع درد زایمان اورژانسی سز شدم و محمدم رو ده روز زودتر بغل گرفتم. روزای آخر سخت ترین روزای بارداریم بودن. برای همه دوستای عزیزم دعا کردم . برای ههه اونایی که منتظر نی نی هستن هم دعا کردم. عمر شیرینم محمد خدای مهربونمون یه نعمت بزرگ به من هدیه داد، وجود تو برای من بهترین هدی...












